محمد تقي جعفري
17
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
خداييد نه ديگر مردم ، پس مرگ را آرزو كنيد اگر در ادّعاى خود راستگويانيد ) . اگر علم نتواند با دريافت حقيقت * ( يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً فَادْخُلِي فِي عِبادِي وَادْخُلِي جَنَّتِي . ) * ( 1 ) ( اى نفس رسيده به آرامش ، برگرد به سوى پروردگارت در حالى كه تو از او راضى هستى و او از تو رضايت دارد . در گروه بندگانم باش و گام به بهشتم بگذار . ) سرنوشت نهايى بشر را قابل درك بسازد . در بارهء زندگى هيچ چيزى براى بشر نياموخته است ، زيرا بدون فهم حقيقت پل زندگى كه مرگ ناميده مىشود و بدون شناخت جائى كه پس از عبور از پل مرگ بايد به آنجا وارد شد ، حقيقت زندگى روشن نخواهد گشت . اين جهان همچون درختست اى كرام ما بر او چون ميوههاى نيم خام سخت گيرد خامها مر شاخ را ز ان كه در خامى نشايد كاخ را چون بپخت گشت شير لب گزان سست گيرد شاخهها را بعد از آن چون از آن اقبال شيرين شد دهان سست شد بر آدمى ملك جهان مولوى مرگ هر يك اى پسر همرنگ اوست پيش دشمن ، دشمن و بر دوست ، دوست اى كه مىترسى ز مرگ اندر فرار آن ز خود ترسانى اى جان هوشدار روى زشت تست نى رخسار مرگ جان تو همچون درخت و مرگ ، برگ گر به خارى خسته اى خود كشته اى ور حرير و قز درى خود رشته اى مولوى 15 ، 20 - و بالموت تختم الدّنيا ، و بالدّنيا تحرز الأخرة ، و بالقيامة تزلف الجنّة و تبرّز الحجيم للغاوين ،
--> ( 1 ) . الفجر ، آيهء 29 .